سرنوشت من

خرید بک لینک
سال 1391 که تازه وارد آنکارا شده بودم. با یک خانمی آشنا شدم که مسئول خوابگاههای دانشگاه بود. اون موقع هنوز خودم دانشجو نبودم و همسرم دانشجو بود. همسرم واسه کرایه کردن خانه دانشجویی داخل دانشگاه، درخواست داده بود اما مشخص نبود کِی مراحل اداری تموم بشه و ما اسباب کشی کنیم. و من خیلی نگران بودم. این سرنوشت من...

ما را در سایت سرنوشت من دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 14 تاريخ: پنجشنبه 19 مرداد 1396 ساعت: 8:08

امروز کنکور رشته ریاضی-فیزیک سال 1396 برگزار شده و من یاد روزی افتادم که خودم کنکور دادم. چقدر روز پر استرسی بود !!! از دوران دبیرستانم تا الان تو ذهنم مرور شد. یاد دو نفر افتادم. 1- معلمِ فیزیکِ سال دوم دبیرستانم.وقتی قوانین نیوتن رو تدریس می کرد اصلا متوجه نمی شدم چی می گه. می نشست پشت صندلی و سرنوشت من...

ما را در سایت سرنوشت من دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 17 تاريخ: پنجشنبه 19 مرداد 1396 ساعت: 8:08

1396/04/17 جمعه ( 8 جولای 2017 ) جمعه شب ساعت 00:30 با دو تا کوله پشتی کوچیک به سمت استانبول حرکت کردیم. با اتوبوس بین 6 تا 7 ساعت راه بود. خانم مهمانداری داشت که دقیقا عین مهماندار هواپیما لباس پوشیده بود و خیلی مودبانه رفتار می کرد. تا اتوبوس شروع به حرکت کرد خانم مهماندار می پرسید که چی میل دا سرنوشت من...

ما را در سایت سرنوشت من دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 28 تاريخ: پنجشنبه 19 مرداد 1396 ساعت: 8:08

ترم تابستان هم تموم شد. درس فیزیک یک، دستیار استاد ش من و همکلاسی بودیم. همکلاسی قسمت حل تمرین و من قسمت آزمایشگاهش. بعد از اتمام کلاسها استاد مربوطه چند بار تو دو روز برسید تعطیلات کجا می رید که گفتم جایی نمی ریم. بابا و مامانم واسه 11 آگوست بلیط دارند بیان آنکارا. استاد خنده رو و خوش اخلاقی هست. چ سرنوشت من...

ما را در سایت سرنوشت من دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 27 تاريخ: پنجشنبه 19 مرداد 1396 ساعت: 8:08

صفحه بندی